قهرمان ميرزا عين السلطنه

1386

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كرد . كم‌كم بناى بىمزگى را گذاشت . ما هم هرسه نفر سمت بالا نشستيم و پتوها را روى پا انداخته فقط فتح الممالك كمى تر شد . دو فرسنگ آمديم در قريه . . . « 1 » در خانهء امين الرعايا ناهار افتاديم . باران ساكت شد ، اما بعد از آن‌كه كار خود را ساخت . امين الرعايا خانهء خوبى داشت . حوض‌خانه‌اى هم نيمه‌تمام ساخته بود . يك بره و چند خربوزه تقديم آورد . دو اشرفى انعام مرحمت شد . يك فنجان چاى هم نزد مستشير الدوله خورديم . فين ويرانه از بيرون شهر كاشان به فين رفتيم . عمارت مخروبه شده . اگر فى الجمله محمد حسن خان برادر مرحومهء حضرت قدسيه در ايام حكومت خودش تعمير نكرده بود به كلى منهدم شده بود . اشكال خاقان خلد آشيان و شاهزادگان ديگر اغلب ريخته و ضايع شده . بعضيها را هم سفيد كرده‌اند . حوضها خراب شده ، مجراى فواره‌ها منهدم شده . به هر جهت جاى هزاران افسوس است كه اين ابنيه و آثار سلاطين سلف را به اين سهلى و آسانى از ميان مىبرند . مثلا سروهاى قشنگ آنجا را هم دانه‌دانه انداخته و به مصرف رسانيده‌اند . سرو به اين كهنى و قشنگى در طهران نديده بوديم . خيلى سروهاى اينجا تماشائى است . ياد اميركبير در آن سفر به اين‌جا هم آمده بودم . ليكن حمام مشهور آن‌كه ميرزا تقى خان امير مرحوم را در توى آن شهيد كرده بودند نديده بودم . مخصوصا به آنجا رفته حمام كوچكى است كه يك درهم از خارج باغ دارد كه از آن در خارج حاجى على « 2 » خان حاجب الدوله آمد و كار امير را ساخت . تا قبل از تعمير بعضى اشعار و بعضى اشكال كه در همان حال امير با انگشت از خون رگى كه زده بودند نوشته و كشيده باقى بود . ليكن حال تعمير كرده و روى آنها را ساروج كرده‌اند . به اين علامات و اين مطالب ايرانيها ابدا اعتنائى ندارند . داخل حمام شديم . واهمه دست داد و در حقيقت محل عبرت است كه در آن واحد همچو وجودى كه سر به ملكوت اعلى مىكشيد و خود را رب النوع كمال و هنر و خداوند تدبير مىدانست فانى شد كه امروز هيچ نشانى از آن باقى نيست ، خدايش رحمت كناد . وزيرى با تدبير و اميرى بىنظير بود . هرآينه چندى زمانه وفا مىكرد ايران

--> ( 1 ) - جاى اسم قريه بياض است . ( 2 ) - اصل : محمد ( ؟ )